ظهرهای تابستون ، اواسط دهه هفتاد
دمپایی های نیمه پاره قرمز توی دست
زنگ ، فرار
زنگ ، فرار
زنگ ، فرار
هیچ وقت برای اون کارا عذاب وجدان پیدا نکردم
دمپایی های نیمه پاره قرمز توی دست
زنگ ، فرار
زنگ ، فرار
زنگ ، فرار
هیچ وقت برای اون کارا عذاب وجدان پیدا نکردم